محمد مهدى ملايرى
79
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
زبانها و فرهنگهاى مختلف نهتنها نتوانستند در آن رخنهاى ايجاد كنند ، بلكه لغات بيگانه هنگامى مىتوانستند از آن حصار بگذرند و در قلمرو زبان عربى درآيند كه از گذشتهء خود بريده و به زىّ عربى درآمده و خود يكى از عوامل رشد و گسترش لفظى و معنوى آن شده باشند . نيازى به گفتن نيست كه سيبويه واضع قواعد و ضوابط زبان عربى نبود ، بلكه او تدوينكنندهء ضوابطى بود كه از طبيعت زبان يعنى از گفتهء عربىزبانانى كه ملكهء اين زبان را داشتند و زبان آنها سالم و دست نخورده بود استخراج شده بود . و اهميت و اعتبار كتاب سيبويه هم از همين امر سرچشمه مىگيرد كه همهء مطالب آن ريشه در گفتار اهل زبان دارد . وى به آن اندازه به اصالت گفتار اهل زبان معتقد و پاىبند بود كه وقتى در مناظرهاى كه در مجلس يحيى برمكى در بغداد ميان او و كسائى - « 1 » كه او هم يكى از دانشمندان بنام عربيت و رئيس مدرسهء نحوى كوفه بود - اتفاق افتاد و در مسألهاى ميان آندو اختلافنظر پديد آمد ، وقتىكه يحيى به آنها گفت كه " شما هريك سرآمد علماى شهر خود هستيد . كيست كه بتواند ميان شما داورى كند ؟ " ، سيبويه به جاى اينكه داورى را به علماى ديگر زمان خود - كه كم هم نبودند - واگذارد ، گفت از اين عربهاى باديهنشين كه در جلو خانهء وزير هستند بپرسيد ، و چنين هم كردند : نوشتهاند كه به آن عربها پيش از آنكه آنها را به مجلس وزير بياورند رشوهاى داده بودند تا گفتهء كسائى را كه مقام و منزلتى در دستگاه خلافت داشت ، صحيح بشمرند و آنها نيز چنين گفتند ، و اصرار سيبويه هم به اينكه آنها را وادارند تا آنچه را صحيح مىشمردند به زبان بياورند گوش
--> ( 1 ) . كسائى هم از دانشمندان ايرانى تبار و از جملهء هفت قارى معروف قرآن بود ، در كوفه زاده شد و در رى در روستايى كه نام آن را رنبويه نوشتهاند در سال 179 هجرى درگذشت . وى در بغداد در دستگاه خلافت هارون رشيد مىزيست و آموزگار دو پسر خليفه امين و مأمون بود . بعضيها پيروزى او را بر سيبويه در مناظرهاى كه بين آنها روى داد به علت همين مقام و منزلت او دانستهاند . نام كامل او را « ابو الحسن على بن حمزة بن عبد الله بن بهمن بن فيروز نوشتهاند » . ( فهرست ، ص 29 - 30 و ص 65 - 66 و وفيات ، ج 3 ، ص 457 و 458 ) .